دختر عزیزم ، فرشته کوچولوم دیروز من با بابا رفتیم سونوگرافی برای اولین بار بود که دکتر اجازه میداد بابا هم بیاد توی اتاق سونوگرافی

وای که چه لحظه شیرینی بود وقتی تو رو میدیدیم عزیزکم توی دل مامان داشتی برای خودت تکون میخوردی آقای دکتر شروع کرد برای من و بابا توضیح داد که این دستاش هست ،انگشتاش این پاهاش بعد همون لحظه شروع کردی به خمیازه کشیدن که بابا چه ذوقی میکرد و با تمام وجود داشتیم احساست میکردیم و دکتر گفت الان ٣٢ هفته هست و دخترتون ٢ کیلو و ١٠٠ گرم وزن داره همه چیز خوبه و هیچ مشکلی نیست .

فرشته کوچولوی من ،عاشقتم و برای در آغوش کشیدنت لحظه شماری می کنم.

دیشب با خاله نرگس و نوید و مدیا حرف زدیم .خاله نرگس گفت برای رونیکا یک بسته هدیه بزرگ پست کردم که کلی توش براش چیزای خوشگل گذاشتم که بیشتر با سلیقه مدیا برات خریده چند تا لباس خوشگل با کلی اسباب بازی و انواع لوسیون و ست کامل برای تختت

خاله ها خیلی دوست دارن و مرتب زنگ می زنن و حالت را می پرسن

دکتر دیروز گفت برای زایمانت تاریخ ٧ مرداد را میدم یعنی ٧ هفته دیگه عزیزم تو بغلمی

عاشقتم