عزیزکم امشب تولد باباییت هست

الان با هم میریم براش کیک و گل و هدیه می خریم

امشب برای بابا جشن میگیریم. یه جشن سه نفری.

فرشته کوچولوی من دوست دارم. هر لحظه وجودت را بیشتر حس میکنم و بیشتر عاشقت می شم. تو دیگه همه زندگی و دنیای منی.

فردا قراره اولین سونوگرافی را برم که دکتر بهم بگه الان چند وقته که تو را در وجودم دارم.

وای چقدر از بودنت خوشهالم .

 

 

 




کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند.

اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

کوچولوی عزیزم من بهترینها را به تو می آموزم تا بهترین شوی.

 

 

 




 

 
 

سلام کوچولوی من

مامانی، از روزی که وجودت را حس کردم مرتب به تو فکر میکنم به اینکه باید چه کار کنم تا یک نی نی سالم را در وجود خودم پرورش بدم و با سلامتی کامل به این دنیا بیارم.

کوچولوی من ، بابا و من تو این فکریم که خونمون را دو خوابه کنیم تا یه اتاق خوشگل برای تو درست کنیم.

ما خیلی دوست داریم عزیزم.

 




 

 
 

حس مادری

١۴ آذر ١٣٨٩ وقتی دکترم بهم گفت باردارم با تمام وجودم احساست کردم و از اینکه کودکی در وجودم قراره رشد کنه و هر لحظه وجودش را احساس کنم احساس خوشهالی کردم.

نی نی کوچولوی من با تمام وجودم دوست دارم.

مامی و بابا هر کاری میکنن تا تو بهترین باشی.