فرشته کوچولوی من روز به روز بزرگتر و زیباتر میشه

دختر عزیزم رفته تو هفت ماه هر روز شیرینتر از روز قبل میشه .

اسباب بازیهاش را میگیره و همه چیزو میخواد به دهانش ببره وقتی باهاش بازی میکنم با صدای بلند میخنده و هر روز خواستنی تر میشه

خودش را خیلی تو دل من و باباش جا کرده عاشقانه دوستش داریم

کم کم میخواد دندون در بیاره برای همین همه چیزو میکشه به لثه هاش

 




 

 
 

امروز رونیکای من 3 ماه و هفت روزش شده این مدت تنبلی کردم و وبلاگ فرشته کوچولوم را ننوشتم

از کارهای رونیکا بنویسم که داره روز به روز شیرینتر میشه دیگه قشنگ میخنده وقتی باهاش حرف میزنیم عکس العمل نشون میده آغون آغون میکنه و می خنده گاهی ذوق میکنه و دستو پاهاش را تکون میده

کم کم داره دستش را دراز میکنه تا اسباب بازیهاش را بگیره وقتی بالای سرش حرکت میکنیم با چشماش دنبالمون میکنه و من و پدرش را میشناسه

از یکهفته پیش کنار شیر خودم بهش شیر خشک هم میدم شیر گیگوز میخوره

 




دیروز دو ماه رونیکا تمام شد و وارد سه ماهگی شد.دیروز برای زدن واکسن رفتیم  پیش دکتر

چقدر دخترم  لحظه زدن واکسنش گریه کرد وقتی هم آمد خونه تب کرد .

دیشب تا صبح بیدار بودم و مرتب رونیکا رو پاشویه کردم 40 درجه تب داشت و خیلی بیحال بود .

ولی الان خیلی بهتره خوابیده و تبش  پایین آمده.




فرشته کوچولوی من یکماه از متولد شدنت گذشت و نوزادی را پشت سر گذاشتی و وارد دوران شیرخوارگی شدی

عزیزکم هر روز بیشتر از روز قبل عاشقت میشم و از اینکه تمام لحظاتم را با تو میگذرونم لذت می برم .

پرنسس من در این یکماه تو نی نی آرومی بودی و خیلی کم گریه کردی و مامان و بابا را اصلاَ اذیت نکردی فقط گاهی که دل درد میشی کمی گریه می کنی

دوست دارم خیلی زیاد




پرنسس عزیزم امروز هشت روز هست که به دنیا اومدی و انتظار مامی و بابا تموم شد .

هشت روز پیش وقتی درست 38 هفته بود که در وجود مامان رشد میکردی و بزرگ میشدی مامی رفت بیمارستان و دکتر گفت دیگه وقتشه که دختر کوچولوت را به دنیا بیاری.

ساعت 10:30 دقیقه صبح روز دوشنبه 27 تیر 1390 پرنسس ما پا به این دنیا گذاشت .

وقتی مامان رو بردند اتاق عمل دکتر بابایی را صدا کرد و گفت میتونی کنار همسرت شاهد به دنیا آمدن دخترتون باشین وای که چه لحظه ای بود زیباترین لحظه زندگی ما وقتی صدای اولین گریه ات را شنیدیم پدرت از خوشهالی اشک تو چشماش بود و من که شاید نتونم اون احساس واقعیم را بیان کنم چون واقعا نمیشه گفت که اون لحظه درونم چه خبر بود وقتی تو رو در آغوشم گذاشتند انگار همه دنیا را دارم یک تکه از وجودم را در آغوش کشیدم و از خوشهالی و شوق نمیدونستم چی باید بگم.

دخترم تو بهترین و بزرگترین هدیه خدا به من و پدرت هستی و امیدوارم ما بتونیم بهترینها را برات فراهم کنیم

 

یک روزگی رونیکا در بیمارستان

 دو روزگی رونیکا در بیمارستان




دختر قشنگم امروز چیدمان اتاقت تمام شد.

چند تا عکس از اتاقت برات توی وبلاگت گذاشتم .

 

 

 

 

 

 




 

 
 

دختر قشنگم تقریباَ اتاقت آماده شده و با مامانی و خاله نیلوفر وسایلت را چیدیم .مامانی دو روز پیش از آمریکا برگشت پیشمون و کلی وسایل زیبا برای شما پرنسس زیبا آورد .

دخترم برای آمدنت لحظه شماری می کنم تا در آغوشت بگیرم و لذت مادر بودن را با تو هدیه خداوند با تمام وجودم حس کنم.

الان که دارم برات اینارو مینویسم تو هم داری تکان می خوری و من از هر حرکت تو در وجودم لذت میبرم.

عاشقتم.قلب




کودک شما چگونه تغییر می کند؟

وزن کودک شما به 2155 گرم رسیده است و اندازه بدن او هم حدود 45.5 سانتی متر شده است. لایه های چربی که برای تنظیم دمای بدن او بعد از تولد مورد نیاز است در حال کامل شدن هستند که در نتیجه بدن کودک شما حالت گردتری به خود گرفته است. سیستم عصبی مرکزی او در حال تکمیل شدن است و اکنون ریه های او کاملا رشد کرده اند. اگر از احتمال بروز زایمان زودرس نگران هستید باید بدانید که تقریبا 99% از کودکانی که به این مرحله از رشد می رسند در خارج از رحم نیز قادر به ادامه حیات خواهند بود و بسیاری از آنها به عوارض درازمدت ناشی از زایمان زودرس مبتلا نخواهند شد.

شما چگونه تغییر می کنید؟

شما ممکن است اخیرا کمی احساس خستگی کنید که کاملا قابل درک است. از فعالیت خود بکاهید و برای روز زایمان انرژی ذخیره کنید. اگر باید مدت زمان زیادی را روی پاهای خود بایستید از کمربند حاملگی استفاده کنید زیرا از شکم شما محافظت کرده و بخشی از وزن شما را در بقیه بدن پخش می کند. اگر هم به مدت طولانی نشسته یا خوابیده اید، به سرعت از جای خود بلند نشوید زیرا ممکن است خون در پاهای شما جمع شده باشد که در نتیجه فشار خون شما (برای چند لحظه) افت می کند که در نتیجه ممکن است در هنگام بلند شدن احساس سرگیجه داشته باشید.
اکثر ماماها به خانمهای حامله پیشنهاد می کنند که از ماساژ پرینه (ماساژ ناحیه بین واژن و مقعد) استفاده کنند تا از پارگی آن در هنگام زایمان پیشگیری شود. اکنون زمان مناسبی برای انجام این کار است هرچند ممکن است این ماساژ برای برخی خانمها چندان راحت نباشد و همچنین انجام این ماساژ لزوما مانع پاره شدن پرینه نمی شود. به هر حال در این مورد از پزشک خود بپرسید و روش انجام آنرا فرا بگیرید.
شما ممکن است برآمدگی ها یا تاولهایی را بر روی شکم خود مشاهده کنید که همراه با احساس خارش باشد. بروز این تاولها ممکن است تا کفل یا کشاله ران هم امتداد پیدا کند. این عارضه معمولا بی خطر بوده و بثورات و کهیرهای خارش دار دوران بارداری نامیده می شود. اما به هر حال در صورت مشاهده این موارد از پزشک خود بخواهید شما را معاینه کند تا از سلامت شما مطمئن شود. در ضمن اگر در تمام بدن خود احساس خارش دارید حتی اگر این خارش شدید نیست به پزشکتان اطلاع دهید.

فعالیت های این هفته

زایمان ممکن است زودتر از وقت مقرر رخ دهد پس برای آن برنامه ریزی کنید: شما ممکن است به زودی زایمان را تجربه کنید یا مدت زمان بستری بودن شما در بیمارستان بیشتر از آن چیزی باشد که اکنون پیش بینی می کنید. کلید خانه خود را به حداقل یکی از بستگان یا دوستان خود بدهید تا در صورتی که چیزی از منزل نیاز داشتید و خودتان قادر نبودید به خانه بیایید آن را برای شما بیاورند. دوستان یا بستگان شما باید در موقع ضرورت کارهای زیر را انجام دهند؛ پس کارها را تقسیم کرده و به آنها اطلاع بدهید:
- نگهداری از بقیه فرزندان شما در دوران زایمان و بستری بودن در بیمارستان؛
- بردن کودکان به مدرسه و فعالیتهای فوق برنامه و برگرداندن آنها؛
- آب دادن به گلها و گیاهان، مراقبت از حیوان خانگی و گرفتن پیامها و نامه ها؛
- تعیین کسی که کارهای شما را در محل کار انجام دهد یا هر وظیفه دیگری را که بر عهده دارید متقبل شود؛
نام و شماره تماس این افراد را در کیف دستی خود قرار داده یا وارد گوشی تلفن همراه خود کنید تا بتوانید در هنگام نزدیک شدن زایمان به سرعت به آنها خبر بدهید.